جمعه ۲ سپتامبر ۲۰۱۱

به یاد سربداران قتل عام 67 ـ زهره محسنی پور

به یاد سربداران

قتل عام 67



مرداد، دگر بار با کوله بار غمش از راه رسید . کوله باری سنگین که برای همیشه برشانه هایش خواهد ماند بدون آنکه ذره ای از بار غم آن کاسته شود.


در آن تابستان داغ ، ماه خونین مرداد، به فرمان سیه دل دیوان ، بلبلان خوش الحان در چنگال دیوان را ، حلقوم بریدند تا دیگر نغمه ای خوش از این ویرانه آباد وطن برنیاید.

درآن روزو شبهای ظلمانی، آسمان وطن، جامه سیاه برتن، در اندوه جانکاه آن پاکان فرزندان ، به سوگ نشست و خورشید درغمشان خون گریست . ماه را دیگر میلی به تابیدن نبود، زهره رادیگر شوقی به عودش نبود. پدرها را، قامت خم آمد و مادرها را ، کمرشکسته شد ، همسران را ، دلها پاره پاره شد ، یتیمان را ، خون ، از دیده جاری شد ، وطن را، سینه در آتش و مرداد را رنگ ، قرمزشد.


در مرداد 67 ، برگی از اوراق وطن ، رنگ سیاه عزا و ماتم به خود گرفت. دراواخر تیرماه 67، کفتار پیر جماران ، در نهایت ضعف و درماندگی ، با پذیرفتن شکست خود در جنگ ضد میهنی " جام زهر " آتش بس را سرکشید تابلکه بتواند زمانی بیشتر به حیات کثیف و ننگین خود ادامه دهد. کرکس آدمخوار جماران ، با وحشت از لرزش پایه های نظام جهنمی اش ، تنها راه تثبیت خودرا در سرکوب و جنایت دید. تا آن زمان او موفق شده بود به بهانه جنگ ضد میهنی، زبانها را ببرد ، قلمها را بشکند ، صداها را در گلوبشکند و فریادهای جمعی شهرها را، در قعر گرداب سکوت ، خفه کند. اما هنوز کسانی بودند که چون سروهای شیراز با قامتی استوار درمقابل آن غداره بندان ایستادگی می کردند و روزگاررا برآنان سخت کرده بودند. پس می بایستی آنان را قلع و قمع می کردند تا با خیال آسوده به جنایات خود ، ادامه می دادند. اینچنین بود که هیولای خونخوار جماران که هیچوقت عطش اش به خون سیرابی نداشت ، فرمان قتل عام بهترین فرزندان میهن را در 5 مرداد ماه 1367 فقط در چند جمله صادر کرد . پس ازآن به قولی از روز 6 مرداد تا روز 13 شهریور ، کشتاردر سراسر زندانهای کشور ادامه یافت و بهمین سادگی ، هزاران هزار انسان اسیرو بی دفاع به جوخه های مرگ سپرده شدند. متن فرمان قتل عام از این قراربود:
 
" از آنجا که منافقین ( مجاهدین ) خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هرچه می گویند از روی حیله و نفاق آنهاست ، و به اقرارسران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده اند و با توجه به محارب بودن آنها ... و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون ، کسانی را که در زندانهای سراسر کشور برسرموضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنندمحارب و محکوم به اعدام می باشند... رحم برمحاربین ساده اندیشی است ، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است . امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضع به عهده آنان است ، وسوسه و شک و تردید نکنند، سعی کنند " اشداء علی الکفار" باشد. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می باشد. والسلام ."
 
این فرمان شامل تمام زندانیان سیاسی مجاهد و مارکسیست بود. فرقی نمی کرد که زندانی محاکمه شده بود یا نشده بود. بسیاری از کسانی که اعدام شدند کسانی بودند که قبلا فقط به حبس محکوم شده بودند و قسمتی از آن را نیز تحمل کرده بودند و یاکسانی بودند که مدت کمی از زمان حبس آنان باقی مانده بود و در آستانه آزادی قرارداشتند ، اما طبق این فرمان به دار آویخته شدند. این قتل عام یک کشتارمعمولی نبود بلکه " اسیرکشی " بود که سبعانه ترین شکل سرکوب است .

" فبای ذنب قتلت " پس به کدامین گناه کشته شد؟!
و هنوز کسی نمی داند که جرم آنها به غیراز عشق به آزادی و سرفرازی وطن چه بود.

جامه ای که نشود غرقه بخون بهروطن
بدر آن جامه ، که ننگ تن وکم ازکفن است

آنان، مسافران راه عشق بودند وره عشق را کناره ای جز جان ، چاره نیست، پس آن شوریده دلان چون حلاج ، عاشقانه به سوی چوبه های داررفتند و با بوسه برتیرک آن ، فریاد " عشق و آزادی " برلب، سربدار شدند.
دروصف این قصه جانسوز چه توان گفت و چه توان نوشت که زبان از گفتنش قاصر و قلم در بیانش عاجز است .

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
یاد آن سربداران گرامی و فریادشان را طنین ابدی باد
29/7/2007

0 نظرات: