به یاد سربداران
قتل عام 67
مرداد، دگر بار با کوله بار غمش از راه رسید . کوله باری سنگین که برای همیشه برشانه هایش خواهد ماند بدون آنکه ذره ای از بار غم آن کاسته شود.
قتل عام 67
مرداد، دگر بار با کوله بار غمش از راه رسید . کوله باری سنگین که برای همیشه برشانه هایش خواهد ماند بدون آنکه ذره ای از بار غم آن کاسته شود.
در آن تابستان داغ ، ماه خونین مرداد، به فرمان سیه دل دیوان ، بلبلان خوش الحان در چنگال دیوان را ، حلقوم بریدند تا دیگر نغمه ای خوش از این ویرانه آباد وطن برنیاید.
درآن
روزو شبهای ظلمانی، آسمان وطن، جامه سیاه برتن، در اندوه جانکاه آن پاکان
فرزندان ، به سوگ نشست و خورشید درغمشان خون گریست . ماه را دیگر میلی به
تابیدن نبود، زهره رادیگر شوقی به عودش نبود. پدرها را، قامت خم آمد و
مادرها را ، کمرشکسته شد ، همسران را ، دلها پاره پاره شد ، یتیمان را ،
خون ، از دیده جاری شد ، وطن را، سینه در آتش و مرداد را رنگ ، قرمزشد.
در
مرداد 67 ، برگی از اوراق وطن ، رنگ سیاه عزا و ماتم به خود گرفت. دراواخر
تیرماه 67، کفتار پیر جماران ، در نهایت ضعف و درماندگی ، با پذیرفتن شکست
خود در جنگ ضد میهنی " جام زهر " آتش بس را سرکشید تابلکه بتواند زمانی
بیشتر به حیات کثیف و ننگین خود ادامه دهد. کرکس آدمخوار جماران ، با وحشت
از لرزش پایه های نظام جهنمی اش ، تنها راه تثبیت خودرا در سرکوب و جنایت
دید. تا آن زمان او موفق شده بود به بهانه جنگ ضد میهنی، زبانها را ببرد ،
قلمها را بشکند ، صداها را در گلوبشکند و فریادهای جمعی شهرها را، در قعر
گرداب سکوت ، خفه کند. اما هنوز کسانی بودند که چون سروهای شیراز با قامتی
استوار درمقابل آن غداره بندان ایستادگی می کردند و روزگاررا برآنان سخت
کرده بودند. پس می بایستی آنان را قلع و قمع می کردند تا با خیال آسوده به
جنایات خود ، ادامه می دادند. اینچنین بود که هیولای خونخوار جماران که
هیچوقت عطش اش به خون سیرابی نداشت ، فرمان قتل عام بهترین فرزندان میهن را
در 5 مرداد ماه 1367 فقط در چند جمله صادر کرد . پس ازآن به قولی از روز 6
مرداد تا روز 13 شهریور ، کشتاردر سراسر زندانهای کشور ادامه یافت و بهمین
سادگی ، هزاران هزار انسان اسیرو بی دفاع به جوخه های مرگ سپرده شدند. متن فرمان قتل عام از این قراربود:
"
از آنجا که منافقین ( مجاهدین ) خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و
هرچه می گویند از روی حیله و نفاق آنهاست ، و به اقرارسران آنها از اسلام
ارتداد پیدا کرده اند و با توجه به محارب بودن آنها ... و با توجه به
ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل
نظام جمهوری اسلامی تاکنون ، کسانی را که در زندانهای سراسر کشور
برسرموضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنندمحارب و محکوم به اعدام می
باشند... رحم برمحاربین ساده اندیشی است ، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان
خدا از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است . امیدوارم با خشم و کینه
انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید.
آقایانی که تشخیص موضع به عهده آنان است ، وسوسه و شک و تردید نکنند، سعی
کنند " اشداء علی الکفار" باشد. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده
گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می باشد. والسلام ."
این
فرمان شامل تمام زندانیان سیاسی مجاهد و مارکسیست بود. فرقی نمی کرد که
زندانی محاکمه شده بود یا نشده بود. بسیاری از کسانی که اعدام شدند کسانی
بودند که قبلا فقط به حبس محکوم شده بودند و قسمتی از آن را نیز تحمل کرده
بودند و یاکسانی بودند که مدت کمی از زمان حبس آنان باقی مانده بود و در
آستانه آزادی قرارداشتند ، اما طبق این فرمان به دار آویخته شدند. این قتل
عام یک کشتارمعمولی نبود بلکه " اسیرکشی " بود که سبعانه ترین شکل سرکوب
است .
" فبای ذنب قتلت " پس به کدامین گناه کشته شد؟!
و هنوز کسی نمی داند که جرم آنها به غیراز عشق به آزادی و سرفرازی وطن چه بود.
جامه ای که نشود غرقه بخون بهروطن
بدر آن جامه ، که ننگ تن وکم ازکفن است
آنان، مسافران راه عشق بودند وره عشق را کناره ای جز جان ، چاره نیست، پس آن شوریده دلان چون حلاج ، عاشقانه به سوی چوبه های داررفتند و با بوسه برتیرک آن ، فریاد " عشق و آزادی " برلب، سربدار شدند.
دروصف این قصه جانسوز چه توان گفت و چه توان نوشت که زبان از گفتنش قاصر و قلم در بیانش عاجز است .
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
یاد آن سربداران گرامی و فریادشان را طنین ابدی باد
29/7/2007


0 نظرات:
ارسال يک نظر