روز دوشنبه ، 9 مهرماه ، مریم رجوی از مجمع پارلمانی شورای اروپا دیدار رسمی به عمل آورده و سخنرانی ایراد نمود.
جهان شاهد دیدار و سخنرانی زنی بود که به نمایندگی از مقاومت یک ملت ، در برابرقدرتها و سیاستمداران اروپایی قرارگرفته بود تا حقوق قانونی ملتش را مجددا به آنها گوشزد کند و تلاش می کرد در جهت مصالح مردم سرزمینش، بر تصمیم گیری آنان، تاثیر بگذارد و همچنان سرسخت به دور از هرگونه سازشی ، از آنان می خواست تا جنبش آزادیخواهی و مقاومت ملت ایران را حمایت کنند. جهان زنی را دید ومن:
زنی را دیدم که با وقار و ابهت ، حامل امانتی سنگین بود ، همان امانت ارزشهای انسانی ، همانی که آسمان بار آن را نتوانست بکشد.
زنی را دیدم که لباس رزم برتن نداشت اما چون جنگجویی با صلابت و مصمم ، برای نابودی غدارترین دیکتاتوری تاریخ ، می رزمید.
زنی را دیدم که نه چون افسانه ها با کفش آهنین که با گامهای پولادین خود، عزم فتح قله های آزادی را کرده بود.
زنی را دیدم که چهره اندوهگینش، آیینه درد و غمهای سنگین ملتش بود.
زنی را دیدم که چشمانش ، به سرنوشت خلق محرومش ، نگران بود
زنی را دیدم که نگاهش ، به آینده دوخته شده بود ، نگاهی که برق امید به پیروزی خلقش ، از آن ساطع می شد.
زنی را دیدم که سودایی ، جز آرزوی آزادی وطن را در سرنداشت.
و من زنی را دیدم که مرا به یاد شعر فروغ انداخت :
« من خواب دیده ام که کسی می آید
من خواب یک ستاره قرمز دیده ام
کسی می آید، کسی می آید
کسی دیگر ، کسی بهتر
کسی که در دلش با ماست
در نفسش با ماست
درصدایش با ماست
من خواب آن ستاره قرمز را ، وقتی که خواب نبوده ام ، دیده ام. »
اما
من می شنوم نغمه دل انگیز چنگ زهره را که می نوازد و می سراید
او آمده است ، او آمده است
همان که در دلش با ماست
و حامل رنجهای ماست
همان که در نفسش با ماست
و طپش قلبش با ماست
همان که در صدایش با ماست
و طنین فریادهای ماست
او آمده است
تا از رنج زنان ایران بگوید
از کودکان کار
و از سفره های خالی از نان
او آمده است
تا فریاد عصیان ما باشد
غمخوار غمهای غمگین ما باشد
فروغ ! او آمده است
همان ستاره قرمز را می گویم
همان که تو وقتی خواب نبودی، خواب دیدی
او کسی است دیگر
کسی است بهتر
او مثل هیچکس نیست
مثل آنکسی است که باید باشد
او آمده است
ساده و بی ریا آمده است
نامش « مریم » است
///////////////////////////
2/اکتبر/2007

0 نظرات:
ارسال يک نظر